تبلیغات
هرگز نگو هرگز - امروز چه روزیه ؟!
یکشنبه 29 شهریور 1388

امروز چه روزیه ؟!

   نوشته شده توسط: ایمان خردمند    

امروز صبح زود برای انجام نماز عید فطر از خواب برخاستم. بر طبق برنامه سالهای قبلی رفتیم "مسجد برخوردار" با کمال تعجب دیدیم مردم دارند جمع می کنند و می روند. اوضاع و احوال را جویا شدم؛ گفتند: آیت اله سیستانی فردا را عید اعلام کرده اند.

با یکی از دوستان تماس گرفتم که او چیزی در این مورد شنیده است. او گفت که امروز روز بیست و نهم رمضان است و او رمضان است. آمدم سایتهای اینترنتی را دیدم اکثر علما فردا را عید اعلام کرده بودند. از آقای نوری همدانی گرفته تا آقایان صانعی و منتظری. تلویزیون را روشن کردم دیدم که در حال  پخش تکبیر مخصوص عید فطر است و مردم آماده برای اقامه نماز عید فطر. ترکیب صف نماز عید فطر هم به جای خود قابل تامل بود. خطبه ها قابل تامل تر!!! بعد از 2 ماه از پخش دادگاه ها گذشته رهبر گفتند که پخش اسم افراد در خلال اعترافات قابل قبول نیست، من نمی دانم روی سخن ایشان چه کسانی بودند. رؤسای صدا و سیما و قوه قضائیه که همگی با حکم مستقیم خودشان منصوب می شوند.!!!!

کم کم بوی نامردی روسیه به آنهایی که دل به یاری ایشان خوش کرده بودند؛ می رسد. گویا سفره اوباما چرب تر از سفره الف.نون است. مردم معترض (می نویسم معترض، شما بخوانید اغتشاشگر) هم که روز جمعه شعارهایی بر ضد روسیه دادند و تکلیفشان را روشن کرده اند. حالا باید دید چگونه می توان نسخه وحدت را برای این جامعه شقه شده پیچید. الله اعلم.

نمی دانم امروز بیست و نهم رمضان است یا سی ام رمضان و یا اول شوال. این هم از مزایای زندگی در این جامعه است که برای هر چه بیشتر شاد بودن مردم، روز عید را کپی می گیرند و یک روز دیگر هم تمدیدش می کنند!!! در هر صورت با همه این اوضاع رمضان تمام شد. رمضانی که قرار بود ما را متحول کند و ما را به خدا بازگرداند. رمضانی که قرار بود در شب قدرش مقدرات ما نوشته شود (با این اوضاعی که برای روز عید بوجود آمد شاید شب قدرمان هم جابجا شده باشد) رمضانی که در آن فقط واجبات را انجام دادم و مستحباتش را گذاشتم برای بقیه دوستان. هر چند رمضان امسال متفاوت ترین رمضان زندگی ام بود ولی همین که توانستم برخی عادات را کنار بگذارم از خدای عالمیان ممنونم.


پی نوشت:دیشب با یکی از دوستانم صحبت از دلتنگیها و افسوسهایی که امروزه مردم ایران و از جمله خود من دارم صحبت کردم و او مرا تشویق کرد که بیشتر بنویسم. به مزایای نوشتن مطلعم و هرچند که قلم خوبی ندارم ولی قصد دارم رویکرد جدیدی را در نوشتن اتخاذ کنم. و این اولین مطلب هم بر اساس همان رویکرد است. میان روز نوشت های شخصی تا روز فهم های اجتماعی که همه اش بی طبقه است.

به یاری حق سبز بمانید به امید ایرانی سبز


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر