تبلیغات
هرگز نگو هرگز - برای سعدی
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390

برای سعدی

   نوشته شده توسط: ایمان خردمند    

اول اردیبهشت روز سعدی است. ارادت خاصی به او دارم. نه از آن رو که شاعر برجسته ای است و بوستان و گلستان دارد. از آن رو که مردی است که تعصب در دیدگاهش هیچ راهی ندارد و بیشتر واقع گرا ست تا ایده آل گرا. به آن خاطر که درسهایی که از زندگی آموخته با زبانی خودمانی برای نسلهای بعد خودش گذاشته. و نوشته هایش بوی کهنگی به خود نمی گیرند.  


از همه غزلیات سعدی یک بیت است که همیشه به من انرژی می دهد.


به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل             که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم  




کسی میداند چرا دیگر سعدی در این خاک و بوم متولد نمی شود ؟ روحش شاد


Сialis
چهارشنبه 21 شهریور 1397 11:24 ق.ظ
Thanks , I have just been looking for info about this topic for a while and yours is
the greatest I have found out so far. However, what concerning the
conclusion? Are you certain about the source?
ستاره
جمعه 15 اسفند 1393 04:07 ب.ظ
خیلی قشنگ بود ممنون از شما
نسترن
سه شنبه 17 بهمن 1391 01:11 ب.ظ
هر انسانی فقط یك بار بر زمین متولد می شود.
زمانیان
سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 03:00 ب.ظ
سلام جناب خردمند
از سرکشی به خرد منتقد ممنون. پرسشی را مطرح کرده اید. پاسخش را در خرد نوشته ام:

رازی در میان نیست. سرعنی هم در مطالعه ی من هم نیست.
منتظر هیچ بهانه ای و فرصتی و وقتی نمی شوم. کتاب را بر می دارم و بی هیچ تاخیری شروع می کنم.
به تفریح - مسافرت - رفت و آمد و.... می گویم: مگر نمی بینید که فرصت دارد از دستم می رود و مگر نمی بینید که دارم مطالعه می کنم. پس مرا رها کنید . کنجی می نشینم و می خوانم.
این نه سیستم است و نه راز. چشم پوشی بر بسیاری از لذت هایی است که دیگران بدان مشغولند. همین
یک مسافر
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 08:18 ب.ظ
سعدی: ملوک از بهر پاس رعیتند، نه رعیت از برای طاعت ملوک..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر